تبليغاتX
شب

باز يك شب
يك دريچه
دو چشم قشنگ
نامه اي خيس از ستاره
منو تو چه بيرنگ
عكسي از ديروز دور
يادي از فصل غرور
پشت سر درد شبانه
بغضي از جنس ترانه
ساز نا كوك زمانه
اين همه شعر و سرود
از تو از عطر تو بود
حلقه هاي بي نگين تو
قايقي بي سرنشين تو
راه و خورجين
اسب و زين تو
بدترين و بهترين تو
سهم من فقط همين تو

اي چراغ هر چه جادو
شعله هاي دست تو كو
تو دروغي بي فروغي
اي چراغ پست كم سو
حيف از اشك عاشق من
حيف از اين بيهوده بودن
بي دريغ و بي نهايت
حيف از اين من
حيف از اين تن
حيف از اين آه خواب كوتاه
حيف از اين رنگ سحرگاه
حيف از اين روياي روشن
حيف از اين ترانه ي من
راحتم بگزار و بگذر
رد شو از تصويــــــــــــر آخر

باز يك شب / يك دريچه / دو چشم قشنگ


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 17:42 موضوع | لینک ثابت


سیاوش قمیشی


تو هموني كه توي موج بلا

واسه تو دستامو قايق مي كنم
اگه موجا تو رو از من بگيرن
قطره قطره آب مي شم دق مي كنم
واي كه دلم طاقت دوري تو نداره
بغض نبودن تو اشكامو در مياره

اي كه بي تو اين كوير، خواب بارون مي بينه
وقتي نيستي، غم دنيا توي قلبم مي شينه
اي كه بي تو واسه من، همه قفسه
هستي از نبودن تو التهاب نفسه

توي بهت و غم تنهايي من
به سرم دست نوازش كشيدي
ولي با رفتنت اي هستي من
هستي منو به آتيش كشيدي
واي كه دلم طاقت دوري تو نداره
بغض نبودن تو اشكامو در مياره


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 17:34 موضوع | لینک ثابت


شهیار قنبری

نخواب ای حسرت سفره گل گندم
نباش تو دالونای قصه سردرگم
نخواب رو بالش پرهای پروانه
که فریاد تو رو کم دارن این مردم! *


لالا لالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هرساله
هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله

نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
نمی بینی نشسته گوله تو سینه ؟
آخه بارون که نیست ... رگبار باروته !
سزای عاشقای " کرد " ما اینه؟

نترس از گوله ی دشمن گل لادن
که " عزالدین " و داره سرزمین من !
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دلنازک خسته، گل پر پر
نگو باد ولایت پر پرت کرده
دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر

دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
مث " کرد " دلاور نشکن از دشمن
ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره

نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
کتابای سفیدو دوره می کردیم
که فکر شبکلاهی از نمد باشیم

نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب !
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب !
بخون با من نترس از گوله ی دشمن
بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب

نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
نگو تقدیر ما صد تا گره داره
به پیغام کلاغای سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیاره

نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون با من بیا تا من نگو دیره !

سکوت شیشه های شب غمی داره
ولی " کرد " تو مشت محکمی داره !!
عزیز جمعه های سرخ آزادی

کلاغ پر بازی با تو عالمی داره ...


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 17:22 موضوع | لینک ثابت


معین

امشب ای سرو من در كنار كيستي
دوش بودي يار من امروز يار كيستي
برده اي صبر و قرار از من رفتي از نظر
اي قرار جان و دل صبر و قرار كيستي


امشب سر هر كوچه دنبال تو مي گردم
هر رهگذري گويد من عشق و ولگردم
از رهگذران پرسم من جا و مكان تو
بر هر گذري گويم من نام و نشان تو
گر مي شنوي صوتم آواز به اينجايم
تا پر بكشم سويت من باده و شيدايم
من دور تو مي گردم من دور تو مي گردم
در مسجد و ميخانه من نام تو را گويم
در كعبه و بت خانه من باز تو را جويم
گر مي شنوي صوتم آواز به اينجايم
تا پر بكشم سويت من باده و شيدايم
من دور تو مي گردم من دور تو مي گردم
آرزو


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 17:12 موضوع | لینک ثابت


معین


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 17:7 موضوع | لینک ثابت


معین

تو مکه عشقي و من عاشق

 

تو مکه عشقي و من عاشق و به قبلَتم

من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم

هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 17:0 موضوع | لینک ثابت


 

سهم من بوسه ی گل نیست

سهم من زخمه ی خاره
سهم من کجا نیسم
سهم من موج و غبار
کسی در منه که غمگینه همیشه
دلی که تنها باشه
جز این نمیشه
کسی نیست سر روی شونه ام بذاره
شاخه ی گل توی خونه ام بیاره
کسی نیست که بشکنه تنهای مو
پا میون آشیونه ام بذاره
خیلی تنهام،خیلی تنهام چه کنم
ای خدا با کوه غم هام چه کنم
خیلی تنهام،خیلی تنهام چه کنم
ای خدا با کوه غم هام چه کنم
تکیه کردم،تکیه برعشق
با همین دل،دل ساده
ندونستم تکیه برعشق
تکیه بر بازوی باد
زندگیم یه انتظاره
زندگیم یه انتظاره


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 16:52 موضوع | لینک ثابت


 


من غلام قمرم, غير قمر هيچ مگوي

پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگوي


سخن رنج مگوي, جز سخن گنج مگوي
و از اين بي خبري رنج مبر , هيچ مگوي


دوش ديوانه شدم , عشق مرا ديد و بگفت
آمدم , نعره , مزن , جامه مدر , هيج مگوي


گفتم اي عشق من از چيز دگر ميترسم
گفت آن چيز دگر نيست , دگر هيچ مگوي


من به گوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي , جز تو به سر هيچ مگوي


گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است
گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگوي


گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد
گفت ميباش چنين زير و زبر هيچ مگوي


اي نشسته تو در اين خانه پر نقش خيال
خيز از آن خانه برون رخت ببند هيچ مگوي


من غلام قمرم, غير قمر هيچ مگوي
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگوي


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 16:46 موضوع | لینک ثابت


کسی برای من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستای سرد
کسی برای آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گریه نکرد
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست

کسی برای من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستای سرد
کسی برای آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گریه نکرد
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من همیشه از تو گفتنه
دل من محکوم به شکستنه

((آواز))
" گفتی بگو عاشق و بیمار کیستی؟
من عاشق تو ام،تو بگو یار کیستی؟ "

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من همیشه از تو گفتنه
دل من محکوم به شکستنه
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 16:43 موضوع | لینک ثابت


میگمن انقدر خواب بودم ، نمی دیدم ... چی داره ه نگات ... چی میگن اون چشمات
من انقدر خواب بودم ، نمی فهمیدم ... معنی حرف تو رو از توی گریه هات

تا به خودم بیام یکی تو رو دزدید ... چشمای خمارم دیگه هیچوقت تو رو ندید
شبهای تنهای تنهای من ... پر شد از درد حسرتهای من ... سرمای شبهامو ، دستای تنهامو ، گرم کن
امشب تو برگرد به دنیای من ... بگذر از درد گناهای من
فریاد دل میگه ... بهم یکبار دیگه رحم کن

بارونه...بارونه... اشکاتو... اشکاتو... ایکاش یکبار می دیدم
معنای...معنای...حرفاتو...حرفاتو...ایکاش من می فهمیدم

من انقدر خواب بودم ، نمی دیدم ... چی داره میگه نگات ... چی میگن اون چشمات
من انقدر خواب بودم ، نمی فهمیدم ... معنی حرف تو رو از توی گریه هات

تا به خودم بیام یکی تو رو دزدید ... چشمای خمارم دیگه هیچوقت تو رو ندید
شبهای تنهای تنهای من ... پر شد از درد حسرتهای من ... سرمای شبهامو ، دستای تنهامو ، گرم کن
امشب تو برگرد به دنیای من ... بگذر از درد گناهای من
فریاد دل میگه ... بهم یکبار دیگه رحم کن

من انقدر خواب بودم ، نمی دیدم ... چی داره میگه نگات ... چی میگن اون چشمات
من انقدر خواب بودم ، نمی فهمیدم ... معنی حرف تو رو از توی گریه هات

خواب بودم ، نمی دیدم ... خواب بودم ، نمی فهمیدم
خواب بودم ، نمی دیدم ... خواب بودم ، نمی فهمیدم


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 16:35 موضوع | لینک ثابت